پشت سرم
|
|

پشت سرم حرف بود حدیث شد! میترسم آیه شود! ... ...... سوره اش کنند به جعل! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل... قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی . کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم . اشکهایی را بریز که من ریختم . دردها و خوشیهای من را تجربه کن . ... .........سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم . دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن . همانطور که من انجام دادم … بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.
نظرات شما عزیزان:
رها 
ساعت15:00---9 تير 1393
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی,
یـــک نقطـــــه,
یـــک لبخنـــــد,
یـــک نگــــــــاه,
یـک عطر آشنـا,
یــک صــــــــدا,
یــک یـــــــــــاد,
از درون داغونـــت می کــــند,
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی…
پرند دارابی 
ساعت10:29---8 تير 1393
سلام وبلاگت عالیییه
به وبلاگ من حتما سر بزن ونظر بده
|
|
[+]
نوشته شده توسط صادق جمشیدی در 1:47 بعد از ظهر |
| |